تبليغاتX
آدم آهنی من - رباتیک و الکترونیک JavaScript Codes



2

دوست عزیزم محدثه شعر زیبایی رو برام کامنت گذاشته بودن که دلم نیومد اینجا نذارمش . مرسی محدثه ی عزیزم.

 

از در درآمدي و من از خود به درشدم
گفتي کز اين جهان به جهان دگر شدم

گوشم به راه تا که خبر مي‌دهد ز دوست
صاحب خبر بيامد و من بي‌خبر شدم

چون شبنم اوفتاده بدم پيش آفتاب
مهرم به جان رسيد و به عيوق برشدم

گفتم ببينمش مگرم درد اشتياق
ساکن شود بديدم و مشتاقتر شدم

دستم نداد قوت رفتن به پيش يار
چندي به پاي رفتم و چندي به سر شدم

تا رفتنش ببينم و گفتنش بشنوم
از پاي تا به سر همه سمع و بصر شدم

من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت
کاول نظر به ديدن او ديده ور شدم

بيزارم از وفاي تو يک روز و يک زمان
مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم

او را خود التفات نبودش به صيد من
من خويشتن اسير کمند نظر شدم


گويند روي سرخ تو سعدي چه زرد کرد
اکسير عشق بر مسم افتاد و زر شدم

سعدي

+ نوشته شده در شنبه 5 مرداد1387ساعت 21:14 توسط مریم زنگنه |









JavaScript Codes JavaScript Codes JavaScript Codes